تورم می کند بیداد هرجا رسیده صد دولار هر بشکه ی نفت
حضورت من تقاضا دارم ای دوست خیالت روز و شبها دارم ای دوست
رفـــــــــیع زاده بده در خلوتت راه برایت گفتنی ها دارم ای دوست
نگارینا تن و جـــــــان منی تو به هر دردی درمان منی تو
رفیع زاده غلام حلقه در گوش بیا امشب که مهمان منی تو
نگاه زیــــــر چشمی کردنت ول نشسته همچو تیری بر ته دل
ز بی رحمی فلک کشتی تو آخر من بیچاره مقتولم تو قاتل
كــــــــــــ مير كرويي ـــــــــــريم
زحد تنگ گچ و دروا و کیشی رفیق و قوم و خویشند و برادر
زبخت و قسمت ناسازگارم فکنده در مرور یرشاء کارم
ره دور و ترافیک شب و روز در آورده دمار از روز گارم
رویدر بخش و اطراف و دهاتش خوش از کوه شب و آب حیاتش
شود زین مرز و بوم چشم حسد دور نگه دارد خدا امن و ثباتش

